X
تبلیغات
فرهنگ فیروزه ای - فرهنگ و هنر در دوران صفويه

فرهنگ فیروزه ای

فرهنگ و هنر در دوران صفويه

الف) خلاصه ای از تاريخ صفويه

بعد از انقراض ساسانيان توسط اعراب مسلمان تا زمان به سلطنت رسيدن شاه اسماعيل صفوي درايران يک واحد سياسي و يک پارچه به عنوان  حکومت مرکزي ايجاد نگرديد . اميران و  حاکمان متعددي در  سرتاسر ايالات ايران حکمراني کرده و داعيه سلطنت داشته اند . اما تنها کسي که با نيروي فکر و رشادتهايي که از خود نشان داد توانست کشور ايران را به سوي يک اتحاد فراگيرسوق دهدوموفقيتهاي بسياري نيزدراين راه بدست آورده شاه اسماعيل مي باشد .بدين ترتيب بعدازقرنها شاه اسماعيل موسس سلسله صفوي موفق شد با برانداختن حکومتهاي ملوک الطوايفي در ايران دولت واحدي ايجاد کند . عمده دليل موفقيت شاه اسماعيل حمايت و ارادت قبايل بزرگ قزلباش که همگي قبايل ترک بودند مي باشد ، اين قبايل عبارتند از : شاملو ، روملو ، استانجلو ، افشار ، ذوالقدر ، قاجار و تکه لو . بعد از شاه اسماعيل صفوي شاه طهماسب به سلطنت رسيد ؛ شاه طهماسب فردي موقع شناس و واقع بين بوده که  حيله گري خاصي را  نيز دارا  بوده است . دوره شاه طهماسب دوره تثبيت سلطنت صفويان است .بعدازشاه طهماسب شاه اسماعيل دوم وسپس شاه محمد خدابنده به پادشاهي رسيدند تااينکه نوبت به شاه عباس بزرگ رسيد . شاه عباس فردي باهوش ، جدي ، جسور ، قدرت طلب و بسيار سخت کوش بود . در دوران حکومت او ايران در سياست هاي داخلي و خارجي خود راه تازه اي را آغاز کرد که مايه قدرت و شهرت وي در سراسر جهان گرديد و آثار بسيار زيادي از او برجاي ماندکه تا به امروزنيز ادامه دارد . متاسفانه بعد ازشاه عباس دوران رکود و انحطاط ايران وحکومت صفوي آغاز گرديد . بعد از او شاه صفي و شاه عباس دوم به حکومت رسيدند و توانستند با استفاده از دوران طلايي شاه عباس تشکيلات حکومتي منسجم ومنظم داشته باشند ،ولي نتوانستند آن راپويا کنند ويا چيز تازه اي به آن بيافزايند .متاسفانه ضعف تشکيلات صفوي و انحطاط آن از دوران  پس از شاه عباس آغاز گرديده و در دوران شاه سليمان  بخوبي نمايان مي گردد و سلسه صفوي روبه نابودي رفته بطوري که در زمان  پادشاهي شاه سلطان حسين  دولت صفوي با حمله افغانها  سقوط کرده و بعد از مدتي حذف مي گردد . سپس حکومت ايران به نادرشاه افشار و سپس به خاندان زند مي رسد .

 

ب ) تاثير مذهب تشيع در ايران و رسالت شيعي گري صفويان

فعاليت اصلي شيعيان به واقع ازقرن سوم هجري براي دست آوردن قدرت درسرزمينهاي اسلامي آغازشده است وبا فتح بغداد به دست آل بويه راه براي فعاليت اين مذهب باز گرديد . وبعد از اين نيز تا زمان سلسه صفويه کوششهاي زيادي براي رسميت دادن به مذهب شيعه در ايران صورت گرفته اما همگي ناکام ماندند تا زمان حکومت صفويان و قدرت يابي آنان که اين امر محقق گرديد و تشيع و بطور اخص شيعه 12 امامي به عنوان مذهب رسمي کشور به رسميت شناخته شد . و براي اولين بار در طول تاريخ ، حکومت  مستقل مذهبي بر پايه  تشيع به وسيله خاندان صفوي در  ايران  بنيان گذارده شد . البته  پادشاهان  ترک نژاد صفوي براي قوي تر کردن موقعيت خود  مبناي حکومت خود را بر دو پايه اصلي يعني تکيه بر تشيع و شيعه گري و همينطور مليت  ايراني بنا نهادند و  توانستند با  استفاده از  اين دو عامل  ايران را از  دنياي اسلام آن زمان و  بطور اخص از قدرت عظيم امپراطوري عثماني کاملاً جدا کنند . که اين امر باعث  جدالهاي بسياري بين دو  طرف تحت  عنوان  حمايت از اهل تسنن و تشيع در گرفته که عده بيشماري در اين بين نابود گرديدند و در ايران گروههاي بزرگي از اهل تسنن تحت عنوان شيعه شدن و غيره مورد تعقيب قرار گرفتند .

نتيجه اين برخوردها اين گرديد که مجموعه کينه ها و نفرتهايي که از دوران گذشته از زمان خلفاي راشدين و سلاطين غزنوي و سلجوقي و ديگر حاکمان  سني مذهب در  جامعه  شيعه  وجود  داشت اينک با  تکيه بر قدرت  نظامي  رهبران  صفويه  تبديل به يک نهضت سياسي شده و سلاطين صفوي با استفاده از اين اصول تمامي هدفهاي سياسي و حکومتي خود را در دل مردم ايران جاي داده و به هر صورت که خواستند از آن استفاده نمودند . شاهان صفوي با ساختن شجره نامه نسب خود را به امام موسي کاظم (ع) رسانده و خود را از فرزندان اميرالمومنين مي دانستند و همينطور آنان خود را نايب امام زمان در زمان غيبت دانسته و با  تبليغات  وسيعي که توسط طرفداران شان در اين مورد صورت مي گرفت با استفاده از موج احساسات شيعيان خود را به راحتي به مردم کاملاً موجه و محق نشان داده بودند .

خاستگاه  اوليه  صفويان  گرايشهاي  صوفيانه بود که  از ميان آنان برخاسته بودند و  پادشاه به  عنوان  مرشد کامل در ميان طرفدارانش شناخته مي شد ، که دستوراتش بدون چون وچرا اجرا مي شد . با ظهور صفويان و رسمي اعلام شدن مذهب تشيع برخوردهاي بسياري ميان پيروان اهل سنت وشيعيان به وجود آمد که باعث کوچ هاي اجباري ويا تغيير مذهب توسط عده اي از آنان گرديد که در پايان پيروزي از آن شيعيان بود .

 

ج ) وضعيت اقليتهاي مذهبي در ايران

از ديگر اقليتهاي مذهبي ارامنه بودند که در طي لشگر کشي هاي پادشاهان صفوي به ارمنستان و گرجستان بعنوان اسير به داخل ايران و بطور اخص به اصفهان منتقل مي شدند . در دوره  حکومت  شاه عباس بيشتر بر  انتقال صنعتگران وهنرمندان ارمني تاکيد گرديده و آزاديهاي بيشتري براي آنها قائل گرديده وآنان توانستند براي خود کليساهاي متعددي ايجاد کنند .

زردشتيان و يهوديان نيز از اقليتهاي ديگر مذهبي در ايران بودند . اما برخورد حکومت با اينان بسيار متفاوت و خشن تربوده است  بگونه اي که  تغيير  مذهب از روي اجبار و  فشار حکومت و  روحانيون  مذهبي بر اين دو گروه  بيشتر بوده است . و از دشمنان سرسخت اينان مي توان به محمد باقرمجلسي ومحمد حسين مجلسي که ازحمايتهاي شاه سليمان وشاه سلطان حسين برخوردار بوده اند نام برد .

از فرقه هاي مذهبي ديگردراين دوران مي توان ازنقطويان نام برد ، اين فرقه مذهبي توانست دردوران صفويان به مهمترين فرقه مذهبي  سياسي آن زمان تبديل گردد . پيروان اين فرقه قرآن و دين را بر اساس انديشه هاي خود تفسير کرده و به  رستاخيز و بهشت و دوزخ  معتقد نبودند و  براي آب ، باد ، آتش و خاک احترام زيادي قائل بوده و به نوعي آن را  مي پرستيدند و همچنين معتقد به  تغيير و تبديل  موجودات به  يکديگر بوده و به گونه اي  تناسخ و رجعت  اعتقاد داشتند . تمامي  پادشاهان صفوي با پيروان اين فرقه مبارزه کرده ودرراه نابودي آنان کوشيده اند .اکثراينان درزمان حکومت شاه عباس به هندگريخته ودرآنجا به تبليغ آئين خودمي پرداختند ، ويکي ازدلايل گسترش زبان فارسي درهندحضوردانشمندان وپيروان نقطويه درآنجا بوده است .

حضور قدرتمندانه و تبليغ تشيع توسط پادشاهان صفوي و گرايش ايرانيان به اين مذهب راه را بر ديگر مذاهب بسته بود و اگر مذهبي مي خواست سر بلند کند و خودی نشان دهد با برخورد قاطعانه حکومت مواجه مي گرديد .

 

چ ) علوم و معارف در عهد صفوي

عموماً عالم درزمان صفويان بيشتر به علماي دين اطلاق مي گرديد . که اين علما بيشتر درنجوم و فلسفه و مسائل مذهبي تبحر داشتند . و چون مذهب تشيع اساس  وحدت ملي بود همه عوامل را تحت الشعاع خود قرار داده بود و اکثر اين علما کتابهايي در خصوص احکام دين  و مذهب مي نوشتند . و چون عالمان ديگر علوم به اندازه  عالمان ديني داراي اهميت نبودند به همين جهت اغلب آنها راهي هند و عثماني مي شدند ودر عوض فقهاي جبل عامل ( لبنان ) و مناطق ديگر همچون بحرين و احسا و حله دسته دسته به  ايران مي آمدند و مورد  استقبال صفويان قرار مي گرفتند . با همه اين احوال ايرانيان در فراگرفتن علم و دانش از خود اشتياق  فراوان نشان مي دادند و  همين امر  باعث شده بود تا مدارس و  موقوفه هاي  بسياري در اين  دوران به  وجود آيد . از مهمترين علماي اين دوره مي توان به امير غياث الدين منصور – شيخ بهايي – شيخ محمد باقر استرآبادي معروف به مير داماد –  مير ابوالقاسم فندرسکي –  ملاصدراي شيرازي  -  ملا عبدالرزاق لاهيجي –  ملامحسن فيض کاشاني و ملا محمد باقر مجلسي صاحب کتاب بحار الانوار نام برد .

 

د ) شعر و ادبيات در عصر صفوي

عدم توجه  پادشاهان صفوي به شعر در اين دوره  باعث کاهش اشعار وزين  و قوي در  ادبيات گرديد . اگرچه در اين دوره نيز شاعران  چيره دستي حضور داشته اند اما نتوانستند شعر فارسي را آنگونه که بوده است به انجام برسانند . يکي از دلايل کم رونقي شعر در اين دوره را مي توان به عدم توجه به فراگيري حکمت و فلسفه در اين دوران مربوط دانست ، شعرائي که اشعار خود را بر پايه علوم قرار مي دادند به علت کم اطلاعي و يا بي اطلاعي از اين علوم نتوانستند اشعار نغز و حکيمانه بسرايند و دليل ديگرنيز جلوگيري پادشاهان صفوي از سرايش مدح ومدايح پادشاهان توسط شعرا بوده است . پادشاهان صفوي بيشتر راغب به مدح  پيامبر و ائمه  توسط  شعرا بوده اند . پادشاهان  صفوي شعرائي را که در مدح ائمه (ع) و ذکر مصائب آنان شعر مي سرودند  را مورد  تشويق  قرارداده و انعام مي پرداختند . اکثر شعرا در اين زمان براي رسيدن به ثروت و دريافت  صله به دربار سلاطين هند مي رفتند . از مهمترين شاعران اين دوره مي توان به بابافغاني شيرازي – وحشي بافقي – محتشم کاشاني – عرفي شيرازي  و از همه معروفتر صائب تبريزي را نام برد .

يکي  ديگر از  مظاهر ادبي اين دوره نوشتن  تذکرهاي متعدد مي باشد که در  ادبيات از نظر کميت و ارزش داراي اعتبار خاصي مي باشد . و همينطور در اين دوره  وقايع نويسي  داراي  اعتبار  بسيار بوده است که  مي توان از  تاريخ  عالم  آراي عباسي و عباسنامه و حسن التواريخ نام برد .

 

ر) هنرهاي زيبا و صنايع در عهد صفوي

محيط مناسب و آسايش مادي مردم در اين دوره سبب رشد هنرمندان در ايران زمين گرديده که اين هنرمندان باخلق آثار بديع و اعجاب انگيز ، ذوق و شعور  هنري خود را به جهانيان نشان دادند .

از هنرهاي معروف اين دوره مي توان به نقاشي و مينياتور – خط و خوشنويسي – تذهيب کاري ، قالی بافی و پارچه بافي را نام برد .

 

1 – نقاشي و مينياتور

در اين دوره مکتب مشهور مينياتور سازي هرات که سنتهاي هنري بهزاد را تعقيب مي کرد وجود داشته و خود بهزاد نيز پس از تاسيس  سلسله صفوي به تبريز پايتخت اين سلسله رفته و تا هنگام مرگ در زمان سلطنت شاه طهماسب نقاش دربارصفويان بود .

مکتب نقاشي ديگر مکتب رضا عباسي مي باشد که در دوره شاه عباس اول و جانشينان او در اصفهان بوجود آمد ؛ در اين مکتب تصاويري را  با قلم بدون  هيچگونه رنگ و  بصورت سياه قلم  نقاشي مي کردند . همچنين بايد به اين مسئله نيز اشاره کرد که شاه عباس خود مشوق  نقاشي بوده و  بويژه  علاقمند به نقاشي هاي  چهره نگاري به سبک غربي بوده است ، طوري که محمد زمان نقاش را براي مطالعه و آموختن نقاشي غربي به رم فرستاد .

از نقاشان معروف در اين دوره مي توان به شيخ زاده – سلطان محمد – خواجه عبدالعزيز – مظفر علي – سيد مير نقاش – شاه محمد که به سبک  نقاشي و  مينياتور  هرات کار مي کردند نام برد . و  نقاشان ديگر آقا رضا کاشي – معين نقاش – محمد قاسم تبريزي – حيدر نقاش – مير افضل توني – محمد علي تبريزي و مصور کاشي را نام برد .

2 – خوشنويسي

هنر خوشنويسي در دوره صفوي به اوج و شکوه خاصي دست يافت وکاملاً سبک و روش ايراني به خود گرفت . مهمترين مرکز خوشنويسي در آن زمان شهر تبريز  بوده  است . قرآنهاي خطي بسياري از اين  دوره  موجود  است که  نشان دهنده اوج  هنر خطاطي و خوشنويسي آن دوره مي باشد . از مهمترين خطاطان عصر صفوي مي توان به شاه محمد نيشابوري – دوست محمد هراتي – سيد احمد آهو چشم – عليرضا عباس تبريزي – ميرعماد قزويني و ميرزا شفيعا نام برد .

3 – تذهيب کاري

تذهيب کاري به کوشش هنرمندان دوران صفوي رشد  و  ترقي کرده و به اوج  زيبايي و شکوفايي رسيد . از هنرمندان مشهور تذهيب کار در اين دوره مي توان از محمود بخارايي – حسن بغدادي – ياري – ميرک و پسرش قوام الدين نام برد .

4 – قاليبافي

صنعت قاليبافي توسط شاهان صفوي مورد توجه خاصي قرار گرفته ، طوري که شاه اسماعيل بهترين هنرمندان قاليباف را به تبريز منتقل کرده و با دادن پاداشهاي بسيار آنان را تشويق و ترغيب به نوآوري و ابداع در اين صنعت نمود . و همينطور شاه طهماسب  نيز به قالي و  نقش ونگار آن  بسيار علاقمند بوده و به  جزئيات آن بسيار دقيق بوده است . در اين دوره  کارگاههاي سلطنتي تاسيس وهنرمندان قالي باف چيره دست درآن مشغول بکار بوده اند که مي توان از شهرهاي کاشان ، همدان ، شوشتر ، هرات و تبريز بعنوان مهمترين مراکز قاليبافي ايران در آن دوران نام برد .

5 – پارچه بافي

دوران صفوي را ازنظر پارچه بافي بايدعصر طلائي ناميد ، زيرا پادشاهان صفوي با تشويق هنرمندان وايجادمراکز بزرگ جهت پرورش و  تربيت  استادان  فن  عمل  بسيار  مهمي در  توسعه اين  هنر  صنعت بوده اند . از مراکز مهم پارچه بافي در اين دوره     مي توان از  يزد ، کاشان ، و اصفهان نام برد .  پارچه هاي اين دوره با  تار و پودي از طلا و نقره و يا مخمل هاي رنگارنگي بافته       مي شدند که از نظر رنگ و طرح شهرت جهاني يافته بودند .

 

ن ) معماري

پادشاهان صفوي خود را  مسئول امور ديني  مي دانستند و به رفاه مردم  علاقمند بودند و  همين عوامل باعث  ايجاد مساجد و مدارس معتبر مذهبي و احداث تاسيسات بناهاي عام المنفعه چون پلها و کاروانسراها توسط صفويان گرديده است .

ثروت  صفويان و ارتباط آنان با کشورهاي  اروپايي و  رفت و آمد سفراي اروپايي به ايران علت احداث کاخهاي عظيم و زيباي اين دوره گرديد .

از کاخهاي مهم اين دوره مي توان از عمارت عالي قاپو ، کاخ چهلستون و کاخ هشت بهشت نام برد .

کاخ عالي قاپو : اين قصر در عهد صفويه به دولتخانه مبارکه نقش جهان و يا قصر دولتخانه معروف بوده است . اين قصر به دستور شاه عباس ساخته شده است و شاه سفرا و امراي ديگر کشورها را در اين کاخ به حضور مي پذيرفت .

عالي قاپو 5 طبقه بوده وداراي گچ بريها و تزئينات بسيار بوده است ونقاشي هاي داخلي آن توسط رضاعباسي نقاش معروف عهد صفوي ترسيم شده بود .

آب انبارها  و  حمامهاي : بسياري در دوران  صفويه  ساخته شد که مي توان  به حمام  مجموعه اردهال و آب انبار حاج صباغ کاشان و ... را نام برد .

پل ها : مي توان از  پلهاي  معروف به  سي و سه پل ( پل ا... وردي خان ) و  پل خواجو  اشاره کرد که  برروي  رود زاينده رود احداث شده اند .

کاروانسراها : عصر طلايي و شکوفايي احداث کاروانسراهاي زيبا در دوره صفويه آغاز شد . رونق تجارت داخلي و خارجي و اهميت دادن به راهها و شهرهاي  زيارتي  باعث شد که در بنيان کاروانسراها ومعماري وتزئينات آن تحولات جديدي ايجاد گردد .  از کاروانسراهاي معروف آن دوره مي توان از کاروانسراي شيخ عليخان و کاروانسراي مرنجاب نام برد .

ميدان نقش جهان :  ( ميدان امام ) اين ميدان در  زمان شاه عباس ساخته شده  و وسعت يافته است . اين  ميدان در زمان خود يکي از بزرگترين ميدانهاي جهان بوده که محل بازی چوگان ، رژه سپاهيان صفوی ،جشن و چراغانی بوده است . در اطراف اين ميدان مشهورترين بناهاي اصفهان مانندمسجدجامع عباسي ( امام ) – مسجد شيخ لطف ا... – عمارت عالي قاپو وسردرقيصريه بازار اصفهان وجود دارند . اين ميدان داراي 500 متر طول و 165 متر عرض مي باشد .

مسجد جامع عباسي : اين مسجد در سال 1020 هجري قمري به فرمان شاه عباس و توسط استاد علي اکبر اصفهاني ساخته شده و کتيبه سردر مسجد به خط ثلث و توسط عليرضا عباسي انجام شده است .

مسجد شيخ لطف ا... : اين مسجد شاهکار بي نظيري از هنر معماري و  کاشي سازي قرن  يازدهم هجري است . اين مسجد نيز به دستور شاه عباس و در مدت 18 سال ساخته شده است . معمار اين مسجد استاد محمد رضا اصفهاني بوده و کتيبه سردر آن به خط ثلث عليرضا عباسي مي باشد .

کليساها : بعد از مهاجرت ارامنه به اصفهان همگي در محله جلفا اقامت گزيدند و در آنجا اولين کليساي خود را به نام کليساي هاکوپ  احداث کردند . از  کليساهاي  ديگر مي توان به کليساي  بيت اللحم ،  گيورک و  وانک را نام برد که از همه اين  کليساها بزرگتر و معروفتر کليساي وانک مي باشد که داراي نقاشي هاي تاريخي و بسيار زيبا در سقف و ديوارهاي آن مي باشد .

قهوه خانه ها : با امنيت وآرامشي که دردوران پادشاهي صفوي بخصوص دردوران شاه عباس پديد آمد مردم ايران از زندگي مرفهي  برخوردار گرديدند . همين  آسايش نسبي باعث توجه مردم به جنبه هاي تفنني و تفريحي زندگي گرديد و مراکزي براي گذراندن اوقات فراقت مردم به وجود آمده که يکي از اين مراکز قهوه خانه ها بودند . احداث قهوه خانه ها از راه عثماني به ايران آمده ودر عهد شاه طهماسب در قزوين و سپس در نقاط ديگر ايران از جمله اصفهان رواج يافت . در شهر اصفهان قهوه خانه هاي معروف بيشتر در اطراف ميدان نقش جهان و چهارباغ و بازار قيصريه بود . طبقات مختلف مردم از اشراف و بزرگان درباري و سران قزلباش تاشاعران واهل قلم و نقاشان وسوداگران براي گذراندن وقت و ديدار با يکديگر و سرگرم ساختن خود با بازيهاي مختلف يا مناظرات شاعرانه و شنيدن اشعارشاهنامه و حکايات و قصص وتماشاي رقصهاي گوناگون و تفريحات ديگر به آنجا مي رفتند . از  قهوه خانه هاي  معروف مي توان به  قهوه خانه  باباشمس که به امر  شاه عباس و  براي فردي به همين نام براي شاهنامه خواني ساخته شد و ديگري قهوه خانه طوفان مي باشد که شاه عباس نيز بعضي اوقات به آنجا مي رفت .

شاردن جهانگرد معروف فرانسوي که چندين بار به ايران سفر کرده بود درباره شهر اصفهان مي نويسد که در شهر اصفهان : 162 مسجد – 48 مدرسه – 1082 کاروانسرا و 272 حمام وجود داشته است .  

 

و ) تاثيرات فرهنگي ايران در عهد صفوي

دايره روابط سياسي وتجاري وفرهنگي ايران باکشورهاي همسايه مانندامپراطوري عثماني وهند و روسيه ونيز با کشورهاي بزرگ اروپايي از آغاز دولت صفوي وسعت يافت و اين روابط در زمان پادشاهي شاه عباس توسعه بيشتري پيدا کرد . ايران با ايجادروابط ميان کشورهاي اروپايي و بخصوص با ملل همجوار خود توانست با فرهنگ و تمدن آنها آشنايي پيدا کرده و بعلت نزديکي بيشتر تاثير قابل توجهي در فرهنگ و تمدن آنها بجاي گذارد .

پادشاهان  صفوي روابط  نزديکي را با  سلاطين هند برقرار کردند و در تمام  طول  سلطنت اينان ، ايران با هند روابط فرهنگي داشته است . به  جرات مي توان گفت که در  هيچ دوره اي از تاريخ درخشان  فرهنگ ايراني چنين سرمايه گذاري فرهنگي بعمل نيامده بود . پادشاهان گورکاني هند به کسب ادبيات ايراني و ساير علوم علاقه داشته و در اين دوره هزاران شاعر و نويسنده و خوشنويس در هند حضور داشته اند .

ترجمه آثار بزرگ ادب پارسي به زبانهاي اروپايي از يکسو و انتشار سفرنامه هاي متعدد سياحان و محققان اروپايي مقدمه اي براي نفوذ فرهنگ ايراني در اروپا بود . در قرن هفدهم ميلادي برخي از آثار ادبي ايران مانند گلستان به زبان فرانسوي ترجمه شده ، انتشار اين ترجمه ها و  همچنين سفرنامه هاي  سياحان معروفي مانند شاردن و تاورنيه مردم اروپا را به فرهنگ و ادب ايراني علاقمند ساخت و آنان را متوجه گنجينه غني و پرارزش هنر و ادبيات فارسي نمود .

فرهنگ وهنر ايراني درعثماني نيز بسيار بانفوذ بوده است به گونه اي که بسياري از صنعتگران ومعماران ايراني توسط آنان به خدمت گرفته مي شدند و يا سلاطين عثماني در ضمن جنگهاي خود با  پادشاهان صفوي ايران  مي کوشيدند که از هنرمندان ايراني استفاده کنند و آنها را باخود به عثماني منتقل مي کردند . بنا به نوشته شاردن سلطان سليم پس از فتح تبريز سه هزار خانواده صنعتگر را به غارت برده و آنها را در استانبول سکونت داده بود .    

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 12:37  توسط شهرام مقدم  |